تبليغاتX
ائل سوزو
 
هر سوز ایتر ، ائل سوزو ایتمز
 

 

صمد و گرانبهاترین گنج عالم...

صمدبهرنگی در تیرماه 1318 دریکی از خانه های جنوب محله ی چرنداب تبریز به دنیاآمد واز سال  1336 به عنوان معلم روستاهای آذربایجان درس داد.ازاو ترجمه ها وتالیف های مختلفی دردست است که تسلط او به زبان ترکی درآنها مشهود است.البته بیشتر ازاین آثار باید به زندگی او توجه کرد که به قول نویسنده ای:«شاهکار او زندگی اش بود». چنان که صمد خود معتقد است :«مرگ خیلی آسان می تواند به سراغ من بیاید اما من تا می توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی به ناچار با مرگ روبرو شوم که می شوم مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران خواهد داشت ......ماهی کوچولو».شاملو درسوگ صمد شاملو طی مقاله ای تحت عنوان «کاش این هیولا هزارسرمی داشت » صمد را غول و هیولای تعهد می نامد.صمد را غولی داند که گرانبهاترین گنج عالم را پاس می دارد که نام اش آزادی است.

نوشته ها:افسانه های آذربایجان(دو جلد ترجمه فارسی1344 و 1347) ،تاپماجالا ر ،قوشماجالار(همان متل ها وچیستان ها1345)کند وکاو درمسائل تربیتی ایران(1344)،الفبای فارسی برای کودکان آذربایجان،مجموعه مقاله ها(1348)،پاره پاره(مجموعه شعر از چندشاعر)قصه کودکان،الدوز و کلاغها(1345)،اولدوز و عروسک سخن گو(1346)،کچل کفترباز(1346)،پسرک لبوفروش(1346)،قوچ علی و دختر شاه (همان افسانه محبت1346)،ماهی سیاه کوچولو(1347 ) ،یک هلو هزارهلو(1348)،24 ساعت در خواب و بیداری(1348)،کوراوغلو و کچل حمزه(1348)،تلخون وچندقصه دیگر،و......

ترجمه ها:ما الاغ ها(عزیز نسین)،کلاغ سیاهه (چندقصه برای کودکان)،خرابکار(قصه هایی از چند نویسنده ترک)،دفتراشعار معاصر از چند شاعرفارسی زبان،و...

 

  نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت   توسط آرزو نوری .ی  | 

 

عزیزیم وطن یاخشی

کوینیه کتان یاخشی

قوربت جنت ده اولسا

گینه ده وطن یاخشی

  نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/24ساعت   توسط آرزو نوری .ی  | 

 

بهادر ایران.....

روزنامه فروردین ارگان حزب سوسیال (دموکرات )ارومیه بود که ازسال 1329 هجری قمری دراین شهربه زبان ترکی چاپ می شد.درسالهای بعد ازانقلاب مشروطه،روس ها به بهانه آذوقه رسانی به مردم تبریز آنجا را تسخیرمی کنند و برای مدت ها صمدخان معروف به شجاع الدوله آنها را به ادامه عملیات در آذربایجان تشویق می کند تا مقدمات برگشتن دوباره محمدعلی شاه را فراهم آورد . همزمان با چنین کشتار و سانسوری درتبریز، ارومیه هم ازاین تعرض ها درامان نمی ماند ،ازجمله محمود اشرف زاده، سردبیر هفته نامه آزاد و ملی فروردین دستگیر می شود .محمود اشرف زاده اصالتا اهل تبریزو کارمند گمرک ارومیه بود که  به زبان های روسی و فرانسه مسلط بود و گاه در روزنامه ها چیزی می نوشت.به دلیل چاپ مطلبی بر علیه محمدعلی شاه وروس ها، دراولین روزازدرگیری درتبریز برای دستگیری او هم به ارومیه مامورفرستادند.

درتاریخ 18 ساله کسروی نقل شده :«او با دلیری ومردانگی که در برابر بازپرس و شکنجه روسیان نشان داد خود را ازنکوهش بیرون آورد.زیرا روسیان چون پرسیدند انکار نکرد و چون بازخواست کردند گفت اینجا کشور ماست و ما آزادیم. روسیان او را به چهارپاره بستند  چندان چوب به پشت اش زدند که ازخویش رفت و چون به خود آمد گفتند بگو نفهمیدم وآمرزش بخواه.گفت فهمیده ام وآمرزش نمیخواهم . دوباره چندان زدند که بیهوش شد ولی باز همچنان ایستادگی نمود و بار سوم چوب زدند و با بدترین حالت رهایش کردند»

در تاریخ مجلات وجراید ایران  آمده:« سردبیر فروردین درسرمای زمستان در زیر چوب و شلاق تا زبانش یاری می کرد با صدای بلند فریاد می زد یاشاسون آذربایجان،یاشاسون مشروطه!این پایداری به حدی درحاضرین اثرکردکه زن های تماشاچی بنای گریه گذاشتند و یک صاحب منصب روس که کلاه اشراف زاده را نگه داشته بود جمله مختصری به روسی نوشت و درآستر کلاه او گذاشت و آن این بود: تبریک می گویم تورا ای بهادر ایران......»

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/20ساعت   توسط آرزو نوری .ی  | 

 

                     .... سنه خاطیر یازیرام،رحیم کاویان شبستری

تکجه سن بیل بونو ای جان ،سنه خاظر یازیرام

ساری تئل گوزلری جیران،سنه خاطر یازیرام

گئدیرم سیر گولوستانه آچیلمیر اوره ییم

سن منه باغ و گولستان سنه خاطیر یازیرام

نازنین سن منه وئردین باهارین موشتولوغن

عشق گولندی تازاشدان ، سنه خاطیر یازیرام.

گوزلریندن جالانیر کونلومه شعریله شراب

اولموشام مست و غزلخوان، سنه خاطیر یازیرام

یونموشام مرمرشعریله سنین هیکلینی

غزلیمده قالاجاقسان ،سنه خاطیر یازیرام

 

  نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت   توسط آرزو نوری .ی  | 
 

کیتاب لار:


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت   توسط آرزو نوری .ی  | 

                                                          

 

شروع روزنامه نگاری در آذربایجان....

بعد ازاولین روزنامه درایران که به نام « کاغذ اخبار» درتهران منتشرشد،دومین روزنامه انتشاریافته ایرانی،روزنامه ای به زبان کلدانی (آسوری) به نام « زاراریت باهرا » به معنی «پرتو روشنایی » بود که درشهرارومیه به وسیله میسیونرهای مسیحی و به تاریخ 1267 قمری (مصادف با میلادی1851) چاپ شد.این روزنامه زیرنظردو نفرازجانشینان پرکینز که یک میسیونر آمریکایی بود اداره می شد و صرفا مطالب مذهبی داشت . پرتو روشنایی به مدت 63 سال، یعنی تا جنگ جهانی اول انتشار یافت....

سومین شهر ایران که بعد ازپایتخت وارومیه صاحب روزنامه شد شهر تبریز در سال 1275قمری بود. البته هنوز یک نسخه از این روزنامه که به دلیل دولتی بود ن به زبان فارسی چاپ می شد و به روزنامه دارالسلطنه آذربایجان وروزنامه  ملی معروف بود در کتابخانه دولتی برلین  موجود است.این همان روزنامه ای است که بعدها با نام «تبریز»و به دستور مظفرالدین شاه درسال 1289قمری  مجددا چاپ شده است.این روزنامه اولین روزنامه در ایران است که به آزادی خبر وعدم تملق بزرگان قائل بوده است.....

 

  نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/07ساعت   توسط آرزو نوری .ی  | 

                                          

                                                           ....مفتون امینی

حق سئل کیمی دریایا آخیب،یول تاپاجاق دیر

داش آتماق ایله کیمسه اونو دؤنده ره بیلمز

دونیادا قارانلیق لار اگر بیرلشه با هم

بیر خیرداجا شمعین ایشیغین سؤندوره بیلمز

                                       

  نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت   توسط آرزو نوری .ی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM